دوستان و همکاران قدیمی حتماً به یاد دارند و خاطرات زیادی با این استاندارد دارند. من هم افتخار دارم که از سال ۱۳۷۳ (۱۹۹۴) فعالیت خودم را در حوزه پیادهسازی، آموزش، ممیزی و مشاوره این استاندارد آغاز کردهام.
در آن سالها، دنیای ایزو شکل دیگری داشت. ISO 9001 مخصوص سازمانهایی بود که فرآیند طراحی داشتند، ISO 9002 برای آنهایی که طراحی نمیکردند و ISO 9003 هم ویژه سازمانهای بازرسی و آزمایشگاهی بود. جالب اینجا بود که بعضی شرکتها، با وجود داشتن واحد طراحی، بدون دلیل موجهی بند طراحی را مستثنی میکردند و ISO 9002 میگرفتند!
برعکسش هم بود؛ سازمانهایی که طراحی نداشتند، برای جلوه دادن خود به عنوان مجموعهای قوی، ادعای داشتن ISO 9001 میکردند و در تبلیغات خود را «اولین دارنده گواهینامه ISO 9001 در ایران» معرفی میکردند.
یک ضربالمثل آن روزگار بین مشاوران و ممیزان رایج بود: «در ISO 9001:1994 اگر بخواهی در سازمان آب هم بخوری، باید برای آن یک procedure(که آن زمان به آن رویه میگفتیم) بنویسی!». مستندسازی سنگین و جزئینگر، شناسه آن دوره بود.
اما از سال ۲۰۰۰ به بعد، انقلابی در استاندارد رخ داد. ساختار ۲۰ بندی قدیم جای خود را به رویکرد فرآیندی داد. فلسفه از «کنترل مدارک و بخشها» به «مدیریت فرآیندها و رضایت مشتری» تغییر کرد. حجم انبوه رویههای اجباری کاهش یافت و انعطاف بیشتری برای سازمانها ایجاد شد. مفاهیمی مثل «رضایت مشتری»، «بهبود مستمر» و «تفکر مبتنی بر ریسک» (که در نسخههای بعدی پررنگتر شد) پایههای اصلی سیستم شدند.
نسخه ۱۹۹۴، بنیانگذار حرکت کیفیت در ایران بود و خاطرهانگیز است، اما تحول سال ۲۰۰۰، استاندارد را از یک چکلیست اداری به یک ابزار مدیریتی راهبردی تبدیل کرد.
به نظر شما، بزرگترین تفاوت این دو دوره در عمل چه بود؟ آیا هنوز هم ردپای آن مستندسازی سنگین را در برخی سازمانها میبینیم؟
درجدول زیر تفاوت های بندهای این استاندارد از ورژن 1994 به 2000 به تقکیک نشان داده شده است:

نظرات
Jude450 says:
Boost your earnings effortlessly—become our affiliate!